مقدمه: والاترين هدف و کارکرد خانواده تکميل هويت و تأمين آرامش همسران است. در سايه آرامش، انسانها به رشد و بالندگي مناسب دست مي يابند و خلاقيت هاي خود را بروز مي دهند. مهر و محبت، صميمت و وفاداري از مهم ترين عوامل پايندگي و تقويت نهاد خانواده است، همچنان که حفظ کانون خانواده يکي از اصيل ترين تکاليف هر يک از همسران محسوب مي شود. شايسته است همسران با شناخت کامل تفاوتهاي يکديگر و يادگيري روشهاي ابراز محبت و دستيابي به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بيمه نمايند و از کوتاهترين لحظه هاي با هم بودن بيشترين بهره ها را ببرند. به طور كلي مهارتهاي زندگي، مهارتهايي هستند كه براي افزايش تواناييهاي رواني و اجتماعي افراد، آموزش داده مي‌شوند و فرد را قادر مي‌سازند تا به صورت مؤثر و كارآمد با مشكلات و مسائل زندگي روبرو شود و در تعامل با محيط پيرامون كاركرد مطلوبي داشته باشد. اين نوع مهارتها در واقع مهارتهاي شخصي، خانوادگي و اجتماعي هستند كه شايسته است همه آحاد يك جامعه آنها را ياد بگيرند تا بتوانند در خصوص زندگي فردي و در تعامل با انسانهاي ديگر به صورت شايسته و مطمئن عمل نمايند. عدم آشنايي و مجهّز نبودن فرد به مهارتهاي زندگي، يكي از مهمترين مسائلي است كه باعث مي‌شود تا يك فرد نتواند آنچنان كه لازم است با محيط پيرامون خود تعامل مناسبي داشته باشد و در عين حال در حل مشكلات فردي و دروني خود به خوبي عمل ننمايد و به عبارتي ديگر نتواند طوري رفتار نمايد كه هم مورد پذيرش و محبوبيت ديگران واقع شود و هم اثر گذاري قابل قبولي داشته باشد. به عنوان مثال در هفت سال دوم زندگي يك انسان، يك سلسله تغييرات قابل توجهي در جسم و روان او پديدار مي‌شود و در عين حال وارد يك محيط اجتماعي گسترده‌تري به نام مدرسه مي‌شود در اين شرايط خاص و متفاوت از گذشته، نگرش نوجوان به خود و محيط اطراف دگرگون مي‌شود و با ورود به مدرسه، گسترة زندگي و تعامل او با افراد زيادتر مي‌شود و به همين ترتيب در تمام مراحل رشدي و در طول زندگي يك انسان در موقعيتها و شرايط مختلفي قرار مي‌گيرد و يا تغييرات قابل توجهي در جسم و روان و انديشة او بوجود مي‌آيد فلذا نياز است فرد با آموزش مهارتهاي خاصي چه از ابعاد شخصي و چه از ابعاد اجتماعي، ضمن اينكه در محيط كاري، خانوادگي و يا اجتماعي توانايي حل مشكلات و تأثير و تأثر سالم داشته باشد، به اين احساس رضايت بخش نيز برسد كه در كنار اثرگذاري مثبت خود به ديگران، مي‌تواند از جانب ديگران پذيرش بهتري نيز داشته باشد. كاملاً روشن است بسياري از مشكلات امروزي جامعه، از عدم آشنايي افراد از چگونگي زندگي كردن مؤثر، سرچشمه مي‌گيرد. گروهي از افراد در حل مسائل فردي خود ناتوان هستند، گروهي در تعامل صحيح با اعضاء خانواده مشكل دارند، افرادي هستند كه در محيط اجتماعي پيرامون خود در تعامل با افراد ناتوان هستند و در ايفاي نقش‌هاي محوّل و محقّق خود ضعيف عمل مي‌نمايند و كساني نيز يافت مي‌شوند كه در اكثر زمينه‌ها با بحران روبرو هستند. فلذا بايستي به اين گونه افراد كمك كرد تا با كسب مهارتهاي اساسي زندگي به شكلي مؤثر در جامعه حضور پيدا كنند. تعريف همسرداري مهارتي است که زن و شوهر (زوجين) با شناخت توانمنديها، تفاوتها و حساسيتهاي يکديگر بتوانند به نيازهاي جسمي، عاطفي ، رواني وجنسي طرف مقابل پاسخ دهند. به طوري که هر دو احساس رضايت خاطر نموده به آرامش نسبي دست يابند. تفاوتهاي روانشناختي زنان و مردان در زندگي مشترک - ميزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمينان آنان از «دوست داشته شدن» رابطه مستقيمي دارد، در حاليکه مرداني زماني از اعتماد به نفس کافي برخوردارند که بتوانند درخواستهاي همسران خود را برآورده کنند. - زنان دوست دارند براي حل شدن يک موضوع درباره آن صحبت کنند (حتي اگر وقت زيادي صرف نمايند)، در حالي که مردان اين عمل زنان را پرحرفي تلقي مي کنند. - زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگويند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر مي کنند که همسرانشان بايد بدانند که «من فقط او را دوست دارم ، نيازي به گفتن نيست» - وقتي مردان از زنان خود حمايت مي کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمندتر مي سازند، و به زندگي اميدوارتر و علاقه مندتر مي کنند. - زنان فرمان بردن را دوست دارند ولي معتقدند اين فرمان بردن بايد عاشقانه باشد، در اين صورت حاضر به هر گونه ايثار و فدارکاري خواهند بود. - هنگامي که مردان دير مي کنند، زنان با سؤالهاي «چرا ديگر کردي؟ » کجا بودي؟ و ...» در حقيقت دلواپسي و نگراني توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز مي کنند. اما شوهران فکر مي کنند که همسرانشان مي خواهند آنها را زير سوال ببرندو افراد بي مسؤوليت و غير مطمئن جلوه دهند. - وقتي شوهران فکر مي کنند که براي زندگي و همسرشان مفيد هستند، احساس ارزشمندي و توانمندي مي نمايند ولي زنان زماني اين احساس را دارند که فکر کنند براي همسرانشان عزيز هستند. - مردان پس از گوش کردن به صحبت هاي همسر خود بلافاصله مي خواهند مشکل را حل کنند، بنابراين به راهنمايي آنان مي پردازند، در صورتي که شايد زنان فقط مي خواستند احساساتشان را بيان کنند. - زنان ميزان ارزشمندي و علاقه شوهرانشان را به خود با ميزان برآورده شدن خواسته هايشان محک مي زنند. - مردان يا بايد سعي کنند خواسته هاي منطقي آنان را برآورده کنند و يا آنان را با دلايل صحيح متقاعد سا زد. توجه به ساير تفاوت هاي زنان و مردان در یک بعد کلی می‌توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند. بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که: 1-    دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی کاملاً متفاوت است این تفاوت که در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد. دیگر آن که جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار کمتر از آن احساسی است که در زن ها وجود دارد. این تفاوت‌ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می‌شود. 2-     استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، می‌تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می‌کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است. 3-     زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند چنانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می‌شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و … آنان اهمیت می‌دهد. 4-     مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی ‌اتخاذ می‌نماید، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود که آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می‌توان یکی از این ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله، مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد. 5-     صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است زن‌ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد نمود. 6-     نگاه مردان به مسائل، کلی تر است مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی‌شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می‌شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد. 7-    جذابیت های جسمی ‌و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی‌و آراستگی زن قرار می‌گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست. 8-    زن ها عاطفی تر از مردها هستند یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندک، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می‌شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آن که از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می‌کند، احساس مهارت در زندگی مشترک را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند. کليدهاي برقراري ارتباط صحيح با خويشان همسر 1 – به خانواده همسرمان نيز به اندازه خانواده خود احترام بگذاريم. 2 – با خانواده همسر خود همانگونه رفتار کنيم که با خانواده خود رفتار مي نماييم. 3 – به هيچيک از خانواده ها اجازه دخالت در زندگي خود را ندهيم. در صورتي که خانواده ها قصد راهنمايي داشته باشند، فقط از تجريه هاي آنن استفاده کنيم و تصميم نهايي را با مشورت همسر خود اتخاذ نماييم. 4 – در صورت بروز اختلاف، از در ميان گذاشتن موضوع يا نزديکترين خويشاوندان نيز پرهيز کنيم، زيرا اينکار موجب گسترش دامنه اختلاف مي شود. 5 – در حضور خويشان به همسر خود بيشتر توجه کنيم و او را در گفتگوها شرکت دهيم. 6 – در صورت بروز مشکل از سوي خانواده زن يا مرد، عضو همان خانواده بايد مشکل را حل کند، زيرا هر يک از همسران به خوبي خانواده خود را مي شناسند و بهتر مي توانند چاره جويي نمايند. 7 – از چشم هم چشمي و حسادت بپرهيزيم. 8 – به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاريم، چنانچه برخي از آنها را صحيح نمي دانيم هرگز آنان را به خاطر پايبندي به آداب و رسوم خود استهزا نکنيم. 9 – لازم است گاهي همسران به تنهايي به ديدار خانواده خود بروند (اينکار موجب ارضاي محبت مادر و فرزندي مي شود) 10 – اين واقعيت را بپذيريم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمي بر گردن ما دارند، بنابراين در صورت ضرورت ، هر يک از همسران بايد بخوبي از خانواده خود حمايت کنند. مهارت هاي مورد نياز در زندگي مشترك 1-    مهارت در خودآگاهی آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می‌کند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد. خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می‌دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می‌سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد. «خودآگاهی» تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می‌شود. به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد. کشف و درک و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگری که می‌توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یکی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است. 2-    مهارت در همدلی با افراد همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی ‌به انسان ها کمک بسیاری می‌کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌کنند تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی‌توان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، می‌توانیم بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازيم. اصول مهارت همدلی . به صحبت های دیگران خوب گوش کنید. هنگامی‌که کسی صحبت می‌کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی‌است. نمی‌توان هم کتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملاً به صحبت هایش و آنچه که می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته باشید. . با احساس و عواطف طرف مقابل‌تان همراه و هماهنگ شوید. هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است. . به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید. بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشکلات یا درد دل هایش می‌پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او می‌کنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید. . خود را به جای طرف مقابل بگذارید. تنها در این صورت است که می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید. . در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید. معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم. 3-    مهارت حل اختلاف این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات. اصول مهارت حل اختلاف - صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی. حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود. - منفی سخن نگویید. اگر برای وصل کردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم. - در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید. به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می‌نماید. - از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند. - احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید. چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف نمایید. - نظر و عقیده خود را بیان کنید. ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی‌صادر نمایید. - دیگری یا دیگران نیز حق دارند. به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می‌نماید. - عذرخواهی مشکل نیست. در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمی‌کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال چنانچه لزومی‌به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود. - هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید. برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت. لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است. 4-    مهارت تصمیم گیری تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می‌کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواجی. 5-    بکارگیری مهارت‌های پایبندی به زندگی آشنایی با مهارت های زندگی چه از طریق نهادهای آموزش دهنده و چه با تامل برزندگی بزرگان و خانواده های موفق در اجتماع و توجه به معیارهایی مانند تناسب سن، تحصیلات، فرهنگ، آداب و رسوم ، پایگاه اجتماعی و در نهایت باورها و اعتقادات شالوده زندگی مشترک را می سازد. بر همین اساس برای دوام یک زندگی علاوه بر انتخاب صحیح، رعایت کردن اصول حاکم بر زندگی مشترک نیز ضروری است . تسلط بر فنون مدیریت عاطفی، اقتصادی، اخلاقی و بکارگیری محبت های کلامی و احساسی با اندکی چاشنی بردباری و چشم پوشی از ضروریات زندگی مشترک است. گاهی باید چشم ها را شست و عشق وروزی و احترام را هدیه کرد.     راهكارهاي نظام ارزشی اسلام برای تنظیم روابط انسانها خانواده سالم در پرتو اسلام نظام ارزشی اسلام برای تنظیم روابط انسانها، قوانین مترقی و سعادت آفرینی را مقرر كرده است كه با اجرای آن در جامعه می توان به افقهای امید بخشی در زندگی فردی و اجتماعی امیدوار بود. اگر این قوانین به طور صحیح و كامل رعایت شود، نیازی به اعمال فشار و نیروهای امنیتی و انتظامی و مراجع حل اختلاف و محاكم قضایی و داوری نخواهد بود. یكی از این قوانین كه آرامش روحی و روانی افراد را در نظام خانواده تأمین می كند، حقوق متقابل زن و مرد در محیط خانه است. خداوند متعال با اشاره به این حقوق متقابل می فرماید: «وَلَهُنَّ مِثْلُ الذَّی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْروُفِ و لِلرِّجالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزیزٌ حَكیمٌ» (1) ؛ برای زنان همانند وظائفی كه بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ای نیز قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حكیم است. خانواده ای كه زن و مرد در آن به حقوق همدیگر آشنا باشند و در رعایت آن حقوق، نهایت كوشش را به عمل آورند، بستر آرامش و آیه ای از آیات الهی و موهبتی آسمانی و سپری در مقابل آفات و آسیبهای اجتماعی برای خود و فرزندانشان خواهد بود. به همین خاطر، خداوند متعال این محیط تربیتی، اخلاقی و آموزشی و مهد محبت و عاطفه را به عنوان آیه ای از آیات خود به شمار آورده، می فرماید: «وَ مِنْ اَیاتِه اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَیها وَجَعَلَ بَینَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّروُنَ» (2)؛ «از نشانه های خداوند این است كه از جنس خودتان برایتان همسرانی آفرید تا توسط آنان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد. البته كه در این امر برای اندیشمندان نشانه هایی وجود دارد.» در این فرصت به برخی از ویژگیهای خانواده در پرتو قرآن و روایات می پردازیم: رعایت حقوق مشترك شیوه همسرداری پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در زندگی مشترك با حضرت خدیجه و حضرت علی علیه السلام با حضرت فاطمه علیهما السلام و همچنین زنان و مردان مسلمان در صدر اسلام بهترین نمونه های مراعات حقوق متقابل زن و شوهر در آیین متعالی اسلام است. معاشرت نیكو زن و مرد مسلمان همواره در زندگی مشترك خود می كوشند تا با معاشرت نیكو و خوشرویی و خوشگویی و مصالحه و مدارا رفتار كرده، ناملایمات و سختیهای خانواده را تحمل كنند. نوع گفتار و رفتار در روابط زناشویی باید طوری باشد كه طرف مقابل را جذب و بذر محبت را در دل او شكوفا كند. چهره در هم كشیدن، ترشرویی كردن و پیوسته دم از مشكلات و رنجهای خانوادگی زدن، شیوه زنان و شوهران مسلمان نیست. آنان در معاشرت خود گشاده رو، متبسم، صبور و مقاوم هستند. پرهیز از خشونت فطرت مؤمن سراپا شفقت است                          در جهان دست و زبانش رحمت است از وظائف مهمی كه بسیاری از مشكلات زندگی را در حوزه خانواده از میان بر می دارد و دادگاههای خانواده و مراجع حل اختلاف را خلوت و تعطیل می كند، عفو و گذشت و بخشش در موضوعات و وقایع ناراحت كننده در جمع خانواده است. قرآن بندگان ممتاز و شایسته خداوند را می ستاید و می فرماید: «وَ اِذا ماغَضِبُوا هُمْ یغْفِرُونَ» (6)؛ «هنگامی كه خشمگین شوند عفو می كنند.» با اندكی تأمل می‌توان بر عصبانیت و ناراحتیهای روانی كه در اثر خطاها یا سوءظنها و یا اشتباهات ناخواسته در میان اعضاء خانواده رخ می نماید، مسلط شد و آتش غضب و خشم را خاموش كرد. خداوند می فرماید: «وَ لْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا اَلاَ تُحِبِّونَ اَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ» (7)؛ «شایسته است عفو كنند و از لغزشهای دیگران چشم بپوشند. آیا دوست نمی دارید خداوند نیز شما را عفو كند؟ البته كه خداوند آمرزنده و مهربان است.» مشورت و همفكری از حقوق متقابل زن و شوهر، گفتگو در موضوعات و مسائل مهم خانواده و وقایع ی است كه در حوزه داخلی زندگی آنان اتفاق می‌افتد. مردی كه بدون در نظر گرفتن رأی و نظر خانواده اش تصمیم بگیرد و مصالح و برنامه های خانه را با افكار و اندیشه های خود اداره كند، بدون تردید تصمیم كاملاً صحیح و منطقی نخواهد گرفت و تمام جوانب را نمی تواند لحاظ كند. خداوند متعال به پیشنهاد همسری به شوهرش در یك جلسه مشورتی خانوادگی اشاره كرده و نظر شایسته او را مورد ستایش قرار داده، می فرماید: «وَ قالَتِ امْرأةُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَینٍ لی وَلَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسی اَنْ ینْفَعَنا اَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً» (12) ؛   «همسر فرعون [به شوهرش] گفت: [این كودك] روشنایی چشم من و توست. او را نكشید، شاید برای ما مفید باشد و یا او را به عنوان پسر خود برگزینیم.» مدیریت مرد نظام خانواده از دو ركن اساسی، مرد و زن تشكیل یافته است و این دو با تشریك مساعی، همدلی، همفكری و همكاری می توانند كشتی خانواده را به ساحل خوشبختی برسانند، امّا هیچ تشكیلاتی بدون مدیر و گرداننده اصلی نمی تواند به سر منزل مقصود برسد. خداوند متعال بر اساس استعداد خاصی كه در وجود مردان به ودیعت نهاده، آنان را مسئول و مدیر خانواده معرفی می كند و می فرماید: «اَلرِجَّالُ قَوَّامُونَ عَلَی النّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما اَنْفَقُوا مِنْ اَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ» (14)؛ «مردان سرپرست ونگهبان زنان هستند، به خاطر برتریهایی كه خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و نیز به خاطر انفاقهایی كه از مال خود می پردازند. پس زنان شایسته، بانوانی متواضع اند و در غیاب [همسرانشان] اسرار و حقوق آنان را در مقابل حقوقی كه خدا برای آنان قرار داده حفظ می كنند.» اهانت و تمسخر ممنوع! در فرهنگ اسلام اهانت و تمسخر به دیگران به شدت مورد نهی قرارگرفته و خداوند متعال برای توهین كنندگان به اهل ایمان مجازات سخت اخروی منظور كرده است. اذیت جسمی به افراد اگر چه ناراحت كننده و رنج آور می باشد، امّا سطحی و موقتی است؛ ولی آزار روحی و زبانی از آن عمیق تر، طولانی تر و شكننده تر است و انسان را تا آخر عمر می آزارد؛ زیرا آثار ضربات و زخمهای جسمی بعد از مدتی از میان می رود، امّا رنجهای اهانت و تمسخر كه با زخم زبان وشكستن دل همراه است، ممكن است تا آخر عمر از دل یك زن یا مرد خارج نشود و هر لحظه كه به خاطر آید، همچنان او را عذاب دهد. شاعر می گوید: مرنجان دلم را كه این مرغ وحشی                            ز بامی كه برخاست مشكل نشیند به این جهت، امام صادق علیه السلام فرمود: «قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِیأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنّی مَنْ آذی عَبْدِی الْمُؤْمِنَ وَلَْیأْمَنْ غَضَبی مَنْ اَكْرَمَ عَبْدِی الْمُؤْمِنَ؛» (16) «خداوند عزیز و جلیل می فرماید: كسی كه بنده مؤمن مرا اذیت كند، با من اعلان جنگ كرده و كسی كه بنده مؤمن مرا تكریم كند، از خشم و غضب من خود را در امان بداند.» محافظت از حریم عفاف خداوند متعال به بانوان مسلمان در مورد پاسداری از عفت و عصمت و حجاب خود بیش از مردان سفارش می كند و به زنان تأكید بیشتری دارد و می فرماید: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»؛ (18) «شما زنان [به گونه ای هوس انگیز] و با ناز و كرشمه سخن نگویید كه بیماردلان در شما طمع كنند و سخن شایسته بگویید.» تقسیم كار بر اساس فطرت و قابلیتهای وجود زن و مرد، كارهای آنان با همدیگر متفاوت است. برخی از كارها را باید مردان انجام دهند؛ زیرا زنان در آن محدوده به مشقت و آزار جسمی و روحی دچار خواهند شد؛ چنان كه قضاوت، مرجعیت، امامت، و مسائل حساس حكومتی را خداوند متعال طبق تواناییهای شخصیتی به مردان سپرده است. به همین جهت، در میان پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام، بانوان؛ حتی شایسته ترین آنان نیز دیده نمی شوند و در مقابل، امور ظریف و حساسی همچون پرورش فرزند؛ خانه داری و رسیدگی به آراستگی منزل و اموری كه به نحوی به مسائل ویژه زنان مرتبط می شود، بر عهده بانوان قرار دارد. تأمین نیازهای خانواده خداوند متعال به مسلمانان می آموزد كه مرد به عنوان مدیر خانواده شایسته است كه برای تأمین نیازهای خانواده اش از هیچ خدمت و تلاشی دریغ نكند؛ چنان كه حضرت موسی علیه السلام را به عنوان رسول الهی و الگوی مردان شایسته مطرح و به سفر خانوادگی او اشاره می كند و می فرماید: «فَلَمَّا قَضی مُوسَی الأَْجَلَ وَسارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لأَِهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّی آنَسْتُ ناراً لَعَلِّی آتِیكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ»؛ (26) «هنگامی كه موسی علیه السلام مدت [خدمتگزاری خود] را [در نزد حضرت شعیب علیه السلام] به پایان رسانید و همراه خانواده اش [از شهر مدین به سوی مصر] حركت كرد، از جانب طور آتشی دید. به خانواده اش گفت: [مقداری] مكث كنید كه من آتشی دیدم. شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا شعله ای آتش تهیه كنم كه شاید با آن گرم شوید.» نكاتي چند درباره شناسايي ، علت يابي و راهيابي مسائل خانوادگي نكته اول : نخستين نكته اين است كه انجام دادن هر كاري به مهارت و دانش نياز دارد. يعني براي يك همسر توانا شدن ، بايد دانائي ها ، دانش ها و مهارت هاي لازم را كسب كرد . از اين رو توصيه مي شود با مطالعه كتاب هاي مربوط به تعليم و تربيت ، روان شناسي خانواده و آئين همسرداري و با شركت در جلسه هاي آموزش خانواده به دانش و مهارت خود بيفزائيد.   نكته دوم : خانواده يك نهاد اصلي و ويژه جامعه است و برقراري روابط انساني سالم و درست ميان اعضاي خانواده مهمترين عامل سلامت آن است. سعي كنيد با همدلي ، همفكري ، همكاري و هماهنگي ، روابط سالمي را ميان اعضاي خانواده خود برقرار نماييد. نكته سوم: در ارزيابي روابط زناشويي ، هر يك از زوج ها بايد بداند كه همسر او نزديكترين و محرم ترين فرد است ، لذا توصيه مي شود به همسرتان به عنوان نيمه تن ، حامي و پشتيبان نگاه كنيد و تلاش نماييد وي را خوشبخت كنيد . نكته چهارم: زن و شوهر با يادگيري مهارت هاي ارتباطي و به كار بستن آنها مي توانند روابط خود را بهبود بخشند ، متحول سازند و در فضايي سرشار از حُسن تفاهم و حُسن نظر به حل و فصل مسائل خود بپردازند. برخي از اين مهارت ها عبارتند از : فعالانه به حرف هاي يكديگر گوش كردن ، تشريك مساعي و مشورت كردن ، به عقايد يكديگر احترام گذاشتن، پذيرفتن يكديگر و نظاير آن . نكته پنجم: تحكيم روابط زناشويي، علاقه به داشتن يك ارتباط سالم ، ايجاد يك كانون گرم و صميمي و نايل شدن به تفاهم ، مسئوليت همه اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر است . ازاين رو مي توان گفت كه حل مسائل زناشويي و خانوادگي مستلزم كوشش همه جانبه اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر است. نكته ششم: وقتي در زندگي ، اختلاف نظر و يا سوء تفاهمي بروز مي كند ، به جاي سرزنش كردن يكديگر و تفسير نادرست ، به شناسايي مسئله ، علت يابي و سرانجام راهيابي آن بپردازيد . اگر چه بايد اعتراف كرد كه گاهي اوقات شناسايي مسئله واقعي ، مشكل اصلي و يافتن علت ها و ريشه ها دشوار است . زيرا آنچه كه روي پرده است متفاوت مي باشد و شناخت ريشه هاي اصلي مسئله ، كاري ماهرانه و پرپيچ  و خم است كه كمك و مشاوره افراد متخصص را طلب مي كند.   نكته هفتم: لازمه ي ايجادِ  حفظ و استمرار روابط زناشويي سالم ، داشتن تعهد ، وفاداري ، اعتقاد ، انصاف و صميميت ، پذيرش متقابل ، سعه صدر متقابل ، تفاهم متقابل و اعتماد متقابل است . پس با رعايت اين اصول نسبت به همسرتان احساس مسئوليت كنيد و خانواده را به فضايي سرشار از امنيت رواني و عاطفي تبديل نماييد .   نكته هشتم: مهمترين عامل پديد آمدن مسائل و مشكلات زناشويي ، سوء ارتباطات و سوء تفاهمات است . بنابراين  زن و  شوهر هريك به سهم خود مسئوليت دارند كه از به وجود آمدن آنها پيشگيري كنند و در اولين فرصت ممكن به حل و فصل آنها بپردازند. زيرا سوءتفاهمات و سوءارتباطات به صورت يك فرايند مخرب و پيشرونده عمل مي كنند . گاهي يك سوء تفاهم يا يك سوء ارتباط كوچك مانند يك گلوله برفي به تدريج به يك بهمن بزرگ تبديل مي شود و بنياد زندگي را  متلاشي مي سازد . براي مثال ممكن است كه كسي در ارتباط با سكوت همسرش بگويد : " وقتي او سكوت مي كند ، معنايش اين است كه مرا دوست ندارد " . در حالي كه ممكن است سكوت او معاني گوناگون داشته باشد . نكته نهم: مورد تأييد واقع شدن ، مورد محبت و توجه قرار گرفتن ، از نيازهاي اساسي انسان است . سعي كنيد در روابط زناشويي  به نوعي و به طريقي رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه قرار دهيد و تأييد كنيد . همسر شما بايد بفهمد كه براي او ارزش قائل هستيد . خاصه آن كه تشويق ، تأييد و بيان نكات مثبت بايد به طور آشكار و يا در جمع باشد و تذكر نكات منفي و انتقاد بايد به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد . نكته دهم: لازمه ايجاد و حفظ روابط سالم ، اين است كه طرفين براي خصوصيات ، علاقه مندي ها و نيازمندي هاي يكديگر ارزش قائل شوند . از اين رو سعي كنيد در روابط كلامي ، غير كلامي ، عاطفي و اقدام ها و تصميم گيري ها به رفتار ، افكار و به نيازها و خواسته هاي همسرتان توجه كنيد . حساسيت نشان دهيد و پاسخ مناسب بدهيد ( بي تفاوت نباشيد ) . بنابراين اگر زن يا شوهري گفت : " همسر من به فكر من نيست ، من براي او ارزشي ندارم ، او سرش به كار خودش مشغول است و .... " ، اين امر زنگ خطر محسوب مي شود. نكته يازدهم: يادتان باشد كه مسئله يك طرفه و شيوه برخورد با مسئله ، طرف ديگر است . به جاي انتخاب روش پرخاشگرانه ، خشونت آميز و بدبينانه ، بهتر است روش مسالمت آميز ، صميمانه و خوش بينانه را انتخاب كرد . اگر رفتاري براي شما مبهم است ، ساده ترين راه اين است كه از همسرتان سوال كنيد : " هدف شما از انجام اين كار چيست ؟ " ، " منظور شما از اين حرف چيست ؟ " ، " چرا اين طور رفتار مي كني ؟ " ، " چه طور شد كه اين طور عمل كردي ؟ " و نظاير آن .   نكته دوازدهم: گاهي بين زن و شوهر پيام هايي رد و بدل مي شود كه به درستي درك نمي گردد ؛ زيرا  برخي از پيام ها مبهم هستند و هركس مي تواند آنها را به گونه اي مثبت يا منفي تفسير كند . يا اين كه اصولاً برخي از پيام ها داراي چندين مفهوم هستند . بنابراين " گيرنده پيام " بايد از " فرستنده پيام " به وضوح و صراحت سئوال كند كه منظورش از پيام مورد نظر يا موضوع بحث شده چه بوده است ؟ يا از او بخواهد  كه توضيح بيشتري دهد تا رفع اشكال و ابهام شود . نكته سيزدهم: در اكثر موارد زن و شوهر با زبان واحدي با يكديگر سخن مي گويند ، اما آنچه كه يكي مي گويد و آنچه كه ديگري مي شنود ، اغلب متفاوت است و در نتيجه مشكلات ارتباطي را به دنبال مي آورد . لذا توصيه مي شود هم زن و هم شوهر ديدگاه خود را در مورد مسئله يا مشكل مورد نظر به زبان ساده و صادقانه بيان كنند . در اين باره بايد يادآور شد كه خشونت را نبايد با خشونت پاسخ گفت ، بلكه در برابر خشونت بايد سكوت  كرد  و بعداً در موقعيت مناسب ديگري درباره مسئله مورد نظر به بحث و گفت وگو پرداخت .   نكته چهاردهم: در اكثر مواقع ، زوج هايي كه مشكلات ارتباطي دارند ، دچار مشكل شناختي ، طرز قضاوت كردن ( پيش داوري ) و ديدن اشكالات به جاي نقاط مثبت مي شوند . به بيان ديگر اين گونه زوج ها كساني هستند كه وقتي با ليواني كه تا نيمه پُر از آب است روبرو مي شوند ، اغلب به نيمه خالي توجه مي كنند. نكته پانزدهم: سعي كنيد با نگرش مثبت نسبت به يكديگر و با مشورت كردن و هماهنگي ، امور زندگي خانوادگي ، تعليم و تربيت فرزندان ، فعاليت هاي اجتماعي ، اوقات فراغت و چگونگي صرف آن ، ديد و بازديدهاي خانوادگي و نظاير آن را تنظيم و برنامه ريزي كنيد. نكته شانزدهم: در هر فرصتي كه پيش مي آيد سعي كنيد با همسر و اعضاي خانواده تان ارتباط كلامي برقرار كنيد و به گفت و گوهاي خانوادگي بپردازيد . شايان ذكر است كه زنها از صحبت كردن با همسرشان استفاده مي كنند . بنابراين توصيه مي شود شوهران فعالانه به صحبت هاي همسران خود گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند . چنانكه شوهر يا زن در شرايط خاصي نتواند به صحبت هاي همسرش گوش كند ، بايد اين موضوع را صادقانه و صميمانه مطرح و تقاضا كند و صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصت ديگري موكول نمايد.  در هر حال از پيش آمدن اين حالت جلوگيري كنيد كه همسرشما فكر كند و احساس نمايد كه شما مشغول كار و فعاليت خودتان هستيد و به حرف هاي او گوش نمي كنيد و توجه نداريد.   نكته هفدهم: زن و شوهر بايد هر چه بيشتر با يكديگر ارتباط كلامي و عاطفي برقرار كنند و سوء تفاهمات و سوء ارتباطات را هر چه زودتر شناسايي ، رفع  و اصلاح كنند . نكته حائز اهميت اين است كه زن و شوهر بايد خود رأساً براي حل مشكلات زناشويي -  خانوادگي اقدام كنند و پيش از آن كه موضوع را با فرد ديگري در ميان گذارند، به منزله دو انسان عاقل و بالغ مسئله را منصفانه بين خود حل و فصل كنند و اجازه ندهند ديگران در اين امر مداخله نمايند .   نكته هجدهم: زن و شوهر بايد مشخص كنند كه از يكديگر چه انتظاراتي دارند ؟ آنها بايد گاه گاهي در يك فضاي محرمانه ، محبت آميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر سئوال كنند: " آيا از من راضي هستي ؟ " " آيا من توانسته ام انتظارات تو را پاسخگو باشم ؟ " " نسبت به من چه احساسي داري ؟ " و نظاير آن . زن و شوهر نبايد تصور كنند كه اين انتظارات و احساسات به قدري روشن و گويا هستند كه نيازي به طرح و بيان آنها نيست.  بنابراين شوهر نسبت به زن و زن نسبت به شوهر بايد احساسات، واطف  و انتظارات خود را در ميان گذارد و به طور آشكار ابراز كند و براي بهبود روابط خود تلاش نمايد . زن و شوهر بايد از يكديگر سؤال كنند : " چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاط تر گردد ؟ "   نكته نوزدهم: در رويارويي با مسائل و مشكلات زناشويي همواره بايد انصاف داشت . به بيان ديگر خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دادن ، قبول مسئوليت خود و شناخت انتظارات متقابل ، قدم اول در حل و فصل اختلافات زناشويي است .   نكته بيستم: راه حل عمده مسائل و مشكلات زناشويي ، اصلاح نگرش و شيوه برخورد و تصحيح انتظارات براساس توان و وسع يكديگر است . لذا توصيه مي شود زمان مشخصي را در روز يا در هفته براي گفت وگو درباره مسائل و مشكلات و روشن كردن انتظارات از يكديگر و به اصطلاح درد دل كردن اختصاص دهيد . نكته بيست و يكم : داشتن نگرش هاي آرمان گرايانه و شاعرانه نسبت به ازدواج و روابط زناشويي از سويي و ازدواج هايي كه بر اساس هوي و هوس ، جاذبه هاي مالي يا زيبايي صورت مي گيرد از ديگر سو ، زوج ها را بيشتر با سوء تفاهم ها ، تضادها و ... روبه رو مي سازد و اين گونه پيوندها به زودي به سستي مي گرايد . علت اصلي چنين مشكلاتي اين است كه طرفين از يكديگر انتظارات غير واقع بينانه دارند و اين امر نيز به برداشت هاي نادرست از يكديگر و سرانجام به ارتباطات نامطلوب ختم مي شود . نكته بيست و دوم : براساس سوء ظن و گمان بد و حدس نادرست نمي توان زندگي كرد و ارتباط سالم برقرار نمود . اگر موضوع و يا مسئله اي ذهن زن و شوهر را به خود مشغول كرده است . بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كرد و درستي يا نادرستي اش را مورد بررسي قرار داد . براي مثال ، " امروز خسته به نظر مي رسي ، چرا؟ " " چه طور شد كه اين حرف را زدي و يا اين كار را كردي ؟ " پس همواره زن و شوهر بايد يكديگر را به صبر و بردباري و اخلاص و توكل توصيه كنند . نكته بيست و سوم: زن و شوهر هر دو موظف هستند زمينه هاي بروز سوء تفاهمات و سوءظن ها را از بين ببرند و حتي الامكان از انجام رفتارهايي كه موجب بروز اين مسائل  مي شود ، خودداري كنند . نكته بيست و چهارم : گاه زن و شوهر از يك مسئله واحد دو برداشت كاملاً متفاوت دارند. اما آنها را با يكديگر مطرح نمي كنند و يا نمي خواهند كه اين برداشت هاي متفاوت را درك كنند و در نتيجه ، بروز يك مسئله ساده ممكن است به يك بحران تبديل شود . لذا زن و شوهر بايد سعي كنند كه برداشت هاي يكديگر از مسئله را جويا شوند و بفهمند . براي شناخت ريشه اختلافات زناشويي بايد با روان شناسي زن و يا روان شناسي مرد آشنا شد و دريافت كه زن يا مرد به چه اموري بها مي دهند و نظام ارزش هاي آنان چگونه است ؟ به طور معمول زن به وابسته بودن ، كسب امنيت عاطفي و مورد حمايت واقع شدن اهميت مي دهد . در حالي كه مرد مي خواهد مستقل و خود مختار باشد و براي آزادي عمل ارزش قائل است . چاره كار اين است كه در اين شرايط زن و شوهر از خود انعطاف نشان دهند و به آگاهي برسند . نكته بيست و پنجم : لازمه ايجادِ حفظ و استمرار روابط زناشويي سالم و بانشاط اين است كه فضاي خانواده ، سالم و آرامش بخش باشد و زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه آميز و دو پهلو پرهيز كنند . نكته بيست و ششم : به جاي در نظر گرفتن خصوصيات منفي بهتر است ويژگي‌هاي مثبت يكديگر را در نظر بگيريم و به آنها توجه كنيم . بنابراين از پوزخند زدن ، مسخره كردن ، متلك گفتن ، تحقير كردن ، سرزنش كردن و به رخ كشيدن يكديگر بايد اجتناب كرد . اين گونه رفتارهاي نامطلوب موجب افزايش مقاومت هاي رواني در طرف مقابل مي شود و ادامه زندگي زناشويي و ارتباط را دشوار و فاجعه آميز مي كند . نكته بيست و هفتم : اساس يك ارتباط سالم و بانشاط " مثبت فكر كردن " است . در زندگي شخصي ، خانوادگي و زناشويي همواره سعي كنيد به مثبت ها ، موهبت ها و نعمت‌هايي كه در اختيار داريد بينديشيد ، نه به آن اموري كه در اختيار نداريد . براي مثال برخورداري از سلامت ، داشتن فرزند و داشتن روابط سالم و رضايت بخش از نعمت هايي است كه در اختيار داريد و بايد شاكر درگاه الهي باشيد . نكته بيست و هشتم : گذشت و عفو عنصر اصلي استمرار و استحكام پيوند زناشويي از سوي هر يك از زوج هاست . لذا از خطاهاي يكديگر بگذريد و خطاهاي همديگر را تحمل كنيد . اين نكته به ويژه در مورد شوهران توصيه شده است كه " با زنان خود با نيكي و مهرباني معاشرت كنيد و از بي عدالتي و خشونت بپرهيزيد . نكته بيست و نهم : زن و شوهر مي‌توانند با يادآوري برخي ايام مانند روز تولد ، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديه هايي هر چند كوچك (مثلاً يك شاخه گل) به طور نمادي يا سمبليك ، عشق و علاقه و توجه خود را نسبت به يكديگر بروز دهند . نكته سي ام: زن و شوهر موظفند خود را در برابر يكديگر آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه دارند و از پريشاني و وضع نامرتب اجتناب كنند . نكته سي و يكم: از آن جا كه نفس انساني خوپذير است لذا در انتخاب دوست و برقراري روابط دوستانه و يا معاشرت هاي خانوادگي با زوج هاي ديگر دقت كنيد . توصيه مي شود زن و شوهر هر دو معيارهايي را با توافق يكديگر مشخص كنند و بر اساس آنها به گزينش دوست و برقراري اين گونه روابط اقدام نمايند . نكته سي و دوم : در روابط زناشويي سالم ، نه بايد مردسالاري حاكم باشد و نه زن سالاري . به بيان ديگر اصولاً رابطه سلطه گرانه و سلطه پذيرانه چه از طرف زن و چه از طرف شوهر براي كانون گرم خانواده آفت بزرگي به شمار مي آيد . نكته سي و سوم : خطاي يكديگر را در حضور فرزندان يا افراد ديگر مانند دوستان ، آشنايان و بستگان بازگو نكنيد و همواره احترام يكديگر را نگه داريد . همچنين سعي كنيد اهميت احترام به بزرگترها و پدر يا مادر را همواره به فرزندان خود يادآوري كنيد . نكته سي و چهارم : مسئله اصلي اين است كه تفاوت هاي فردي وجود دارد و زوج ها نبايد يكديگر را با  فرد  ديگري مقايسه كنند . نكته حائز اهميت اين است كه زوج ها بايد حاضر شوند اين تفاوت ها را درك كنند و اختلافات زناشويي را در يك فضاي محرمانه و صميمانه مطرح كنند و معتقد باشند كه مي شود و مي توان به تفاهم رسيد و يك ارتباط سالم برقرار كرد. نكته سي و پنجم : تشويق و ابراز تشكر از رفتارهاي مطلوب همسر، تأثير بسزايي در تكرار و استمرار آن رفتارها دارد و انگيزه تكرار آن رفتارها ا بيشتر مي كند . او ياد مي گيرد كه " پس همسر من اين رفتار را دوست دارد و براي خوشايند او بايد آن را تكرار كنم ." نكته سي و ششم : سعي كنيد مورد يا موارد سوء تفاهم يا مسائل مورد اختلاف را هر چه زودتر و هر چه صريح تر مطرح كنيد و به حل و فصل آنها بپردازيد . از پيش داوري ، تعميم هاي نادرست و غيرمنطقي و شكل گيري افكار منفي پرهيز كنيد . براي مثال اگر همسر شما يك بار بدقولي كرده است به او نگوييد : "تو هميشه بدقولي مي كني ! " در حالي كه ممكن است همسر شما اين بار قولش را فراموش كرده باشد و يا علت خاصي داشته باشد .   نكته سي و هفتم : گاه عملي نشدن قول ها و قرارها ، چه پيش از ازدواج و چه پس از آن از طرف زن يا شوهر به دل شكستگي ، سلب اعتماد و " احساس فريب خوردگي " منجر مي شود.  بنابراين سعي كنيد حتي الامكان به قول هاي داده شده عمل كنيد و احساس مسئوليت خود را در قول و عمل نشان دهيد . نكته سي و هشتم : از نسبت دادن القاب و زدن برچسب هاي ناگوار و نامطلوب به يكديگر مانند : " بدقول " ، " بي احساس " ، " نامهربان " ، " بي عاطفه " ،  " لجباز " ، " بي انصاف " ، " زورگو " ، " خودخواه " و نظاير آن پرهيز كنيد . نكته سي و نهم : لازمه ايجاد ، تداوم و حفظ روابط زناشويي سالم ، انعطاف پذيري در رويارويي با تقاضاها و درخواست هاي همسرتان مي باشد . آشفتگي روابط زن و شوهر به افسردگي و اضطراب در يكي از آنها و يا هر دوي آنها منجر مي شود و در نتيجه بر شدت مشكلات موجود مي افزايد . گاهي اوقات افسردگي و عصبانيت زن يا شوهر به علت اختلال در كار سيستم عصبي يا غدد درون ريز به ويژه غده تيروئيد است . بنابراين توصيه مي شود در اولين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد. نكته چهلم : سخن آخر اين كه براي ايجاد ، حفظ و استمرار يك رابطه زناشويي سالم ، موفق و باطراوت بايد هر يك از زوج ها (چه زن و چه شوهر) تلاش كند ، بينديشد ، وقت بگذارد ، احساس مسئوليت كند و موانع برقراري ارتباط سالم را از ميان بردارد و در مقابل به عوامل كمك كننده برقراري ارتباط سالم توجه نمايد و عمل كند .  ساير راهكارها: آشنایی با برخی از مهارت‌های همسرداری: شاد باشیم: شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم. صبور باشیم: اگر رفتار