حضرت آیت‌الله آقای حاج سید علی اصغر دستغیب در چهارم آذرماه سال ۱۳۲۴ هجری شمسی مطابق با هیجدهم ذیحجه ( عید غدیر ) سال ۱۳۶۴ هجری قمری در شیراز متولد شدند . پدرشان مرحوم آقای سید علی اکبر دستغیب فرزند مرحوم آیت‌الله آقا سید علی فرزند مرحوم آیت‌الله سید هدایت الله دستغیب می باشند . مرحوم پدرشان در نجف اشرف متولد شدند و از این جهت در اوائل به ایشان آقا نجفی می گفتند و تا زمانی که در نجف اقامت داشتند مشغول تحصیل علوم دینی بودند ، اما پس از رحلت مرحوم والدشان که به ایران آمدند از نخستین کسانی بودند که با ورود به فرهنگ و تأسیس مدرسه ، در سمت مدیریت آن مشغول خدمت شدند و لذا به مدیر شهرت یافتند . اغلب افراد خاندان دستغیب و بسیاری از چهره های سرشناس شهرشان در آن زمان محصلین مدرسه ایشان بوده‌اند . ایشان پس از بازنشستگی ، کتابخانه حافظیه را بازسازی و مدیریت آن را به عهده گرفتند و در سال ۱۳۴۲ دار فانی را وداع گفته و در یکی از حجره های حرم مطهر حضرت سید میر محمد (ع) کنار درب ورودی سمت چپ بخاک سپرده شدند. جد بزرگوار پدرشان مرحوم آیت‌الله آقا سید میرزا هدایت الله از شاگردان مبرّز مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمد حسن شیرازی( میرزای بزرگ ) و در رشته های مختلف علوم متبحر و از مجتهدین عالی مقام بوده اند و پس از مراجعه به شیراز از علمای برجسته و طراز اول این شهر بوده و در بین مردم شهرت ، نفوذ و محبوبیت خاصی داشته‌اند . علامه بزرگوار مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب هدیة الرازی الی الامام المجدد الشیرازی می نویسند : سید میرزا هدایت الله دستغیب شیرازی فرزند اسماعیل از شاگردان میرزا حسن مجدد شیرازی در نجف بود و سپس به سامرا مهاجرت نمود و پس از مدتی به شیراز رفت و در آنجا از مدرسین بزرگ شد و جمع زیادی از افاضل طلاب نزد ایشان تلمذ نموده ، استفاده می کردند . نحو را از خارج درس می داد . وی جامع فنون بود ، به خصوص در علوم عربیه و ادبیات و نیز طبع شعر داشت . از آثار ایشان حاشیه ای بر رسائل و مکاسب است . در حدود ۸۰ سالگی بسال ۱۳۱۹هجری قمری وفات یافت و پسران فاضلی را از خود به یادگار گذاشت . ” نزدیک به همین عبارات در کتاب اسرة المجدد الشیرازی نوشته نورالدین شاهروردی در صفحه ۱۷۷ ذکر شده است . مرحوم شیخ آقا بزرگ در بخش دیگری از همان کتاب راجع به مرحوم سید محمد ابراهیم حسنی بهبهانی عالم جلیل القدر شیراز می نویسد: ایشان از شاگردان علامه انصاری و میرزای شیرازی بود که با سید میرزا هدایت الله دستغیب دوستی و مباحثه داشته است . مرحوم آیت‌الله سید میرزا هدایت الله دارای یازده اولاد ذکور بوده اند که اغلب از علماء و روحانیون معروف شیراز محسوب می شوند . مدفن آن بزرگوار داخل حرم سید میر محمد (ع) در قسمت بالای سر می باشد . والده محترمه حضرت آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب ، حاجیه خانم همدم (نصرت الشریعه) صبیه مرحوم آیت‌الله آقا سید محمد تقی دستغیب ( از فرزندان مرحوم آیت‌الله سید میرزا هدایت الله ) می باشند.

ضرت آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب دوره ابتدائی را در دبستان فرصت گذراندند که به لحاظ داشتن مدیر و مربیان متدین و دلسوز ، محیط تربیتی بسیار خوبی محسوب می شد . دوره متوسطه را در دبیرستان شاهپور طی کردند که آن زمان از مدارس متوسطه نمونه محسوب می شد . پس از اخد دیپلم به تحصیلات حوزوی مشغول شدند و ضمن فراگیری دروس مقدمات و سطح معمولاً کتب قبلی را تدریس می نمودند . علاوه بر آن خداوند منان توفیق انجام وظیفه تبلیغ را خصوصاً در رابطه با نسل جوان به ایشان عنایت فرموده بود . پس از پایان دوره سطح حوزوی جهت تکمیل دروس به قم عزیمت نمودند و عمدتاً از خارج اصول مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی و خارج فقه مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانیاستفاده کردند . پس از مراجعت به شیراز مجدداً برنامه تدریس و تبلیغ را آغاز نمودند . در همان اوقات ، انقلاب اسلامی وارد مرحله جدیدی شده و مبارزات ملت مسلمان ایران به رهبری آیت الله خمینی تشدید گردید . فریاد میلیون ها انسان تحول یافته و الهی شده علیه رژیم ستم شاهی برخاست و حوادث و رویدادهایی به وقوع پیوست که متعاقب آن برای بسیاری از عزیزان اسلام مشکلاتی ایجاد کردند و حضرت ایشان هم دستگیر و راهی زندان گردیده و سپس به تبعیدگاه فرستاده شدند که در بخش خاطرات سیاسی و سوابق مبارزاتی به آن وقایع اشاراتی نموده‌ایم . پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأکید آیت الله خمینی مبنی بر توجه و اهتمام نسبت به حوزه های علمیه ، ایشان به تأسیس حوزه علمیه رضویه شیراز اقدام نمودند و تعدادی از داوطلبان ثبت نام کردند که از بین آنها افراد مستعد و ذی‌صلاح را انتخاب نموده و به تدریس و تعلیم پرداختند ؛ برای دوره اول از مقدمات تا پایان سطح ( کفایتین ) را شخصاً تدریس نمودند ، همزمان با تحولات جدید و نظم نوین حوزه علمیه قم ضمن اعلام همکاری و هماهنگی با مرکز مدیریت قم اقدام به گزینش دوره های دیگر صورت گرفت که هم اکنون در پایه های مختلف به تحصیل علوم دینی اشتغال دارند 

نخستین خاطرات سیاسی و سوابق مبارزاتی حضرت آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب مربوط به شروع نهضت اسلامی به رهبری حضرت آیت الله خمینی در سال ۱۳۴۲ می باشد . از همان ابتدا که پیام های اولیه امام منتشر گردید چنان شیفته آن رهبر و آراء و افکار معظم له شدند که از اعماق دل و جان و با تمام وجود آماده لبیک به ندای آشنا و دلنشین آن اسوه تقوی و فضیلت و الگوی ثبات و مقاومت گشته و با شور و شوق خاصی دستور العمل های رهبر بی بدیل انقلاب را به قصد تبعیت و انجام تکلیف الهی پی گیری می نمودند . اولین گامی که به همراهی بعض دوستان مؤمن و مبارز انجام گرفت تشکیل جلساتِ سرّی و فعالیت در رابطه با مجلس عمومی هفتگی مسجد جامع عتیق بود که از اقشار مختلف بویژه علما و روحانیون تشکیل شده و اکثریت قریب به اتفاق روحانیت حضور داشتند . مرحوم آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب منبر می رفتند و علیه رژیم طاغوت و جنایات و اقدامات ضد اسلامی آن بطور مبسوط سخن می گفتند . از جمله اقداماتی که با همکاری بعض برادران متعهد و انقلابی توفیق آنرا داشتند چاپ و انتشار عکس آیت‌الله خمینی و اعلامیه های ایشان بود . به تدریج عناصر ساواک نیروهای فعال را شناسایی و تحت نظر و مراقبت شدید گرفته و در مواردی از آنها بازجویی و بازپرسی می نمودند . آقا سید علی اصغر دستغیب هم در آن ایام برای اولین بار به ساواک احضار شده و مورد بازپرسی و تهدید قرار گرفتند . به دنبال حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و پدید آمدن جو اختناق ، به تدریج نیروهای انقلاب خصوصاً جوانان مبارز ایشان را بازسازی نموده و تماسهای مخفی و جلسات سری در منازل برقرار گردید . که حضرت ایشان غالباً در جلسات مزبور شرکت داشتند . حاضرین علاوه بر استفاده از قرآن ، دعا ، استماع سخنرانی از جریانات و حوادث تازه مطلع شده و با کتب و نشریات جدید و مفید آشنا می گشتند و در مواقع مقتضی هم نوار سخنرانی یا پیام آیت‌الله خمینی به سمع کسانیکه در جلسه حضور داشتند می رسید . در چنین شرایطی به پیشنهاد بعض دوستان در مسجد حاج میرزا کریم جلسه شبهای سه شنبه مخصوص جوانان را تشکیل دادند که به تدریج بصورت یکی از کانون های مبارزه علیه رژیم طاغوت در آمد . همزمان و به مناسبتهایی در بعض جلسات دیگر ازجمله جلسه شبهای پنجشنبه مسجد شمشیرگرها حضور یافته و برای حاضرین صحبت می کردند . تقریباً بطور مرتب خودشان و دوستان جوانی که در جلسات و برنامه های مسجد حاج میرزا همکاری داشتند تحت نظر ، مراقبت و احیاناً احضار و بازداشت از سوی مأمورین ساواک و شهربانی قرار می گرفتند . از جمله در تاریخ ۱۵/۵/۱۳۴۹ که دستگیر و به ساواک اعزام گردیدند و همچنین در تاریخ ۲۸/۸/۱۳۴۹ از طرف ساواک دستگیر و به شدت مورد تهدید واقع شدند که چنانچه غیر از مطالب دینی ، مسائلی مطرح نمائید تصمیمات حادی درباره شما گرفته خواهد شد . در سال ۱۳۵۱ به منزلی که حدود ۴۰ نفر از اشخاص مؤمن و مبارز در آنجا جلسه داشتند یورش برده و ایشان را دستگیر نمودند ، متعاقب آن به پیشنهاد چند نفر از برادران دینی و انقلابی اطلاعیه ای در اعتراض نسبت به این عمل وحشیانه صادر و منتشر کردند که پس از پی گیری و دستگیری بعض افراد بالاخره حضرت آیت‌الله سید علی اصغر را از مدرسه آقاباباخان دستگیر و مستقیماً به زندان عادل آباد بردند که در آنجا مورد بازپرسی و شکنجه قرار گرفتند . در همین برهه فعالیت ایشان در مسجد الرضا(ع) آغاز گردید و با تجمع دانشجویان مسلمان و انقلابی به تدریج کانون دیگری برای مبارزه علیه رژیم طاغوت شکل گرفت . همان اوقات بار دیگر توسط کمیته هماهنگی ضد خرابکاری ساواک و شهربانی با هجوم سبعانه و وقیحانه نیمه شب به منزلشان ، ایشان را دستگیر و به شهربانی بردند . رهبری عملیات مزبور را دکتر کمالی شکنجه گر معروف بعهده داشت که از تهران به منظور برخورد با افراد انقلابی مذهبی آمده بود . در همان نیمه شب ایشان را به زیرزمین شهربانی منتقل و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار دادند . پس از مراجعه بار دیگر در مسجد الرضا (ع) به اقامه جماعت و برنامه های تبلیغی اشتغال یافتند و این در حالتی بود که به تدریج انقلاب اسلامی به مرحله اوج گیری نزدیک می شد و حوادث و رویدادها یکی پس از دیگری ملت را آگاه تر و مصمم تر و مبارزه علیه رژیم را داغتر و شعله ور تر می ساخت . جریان جشن هنر شیراز یکی از وقیح ترین مراسمی بود که همزمان با ماه مبارک رمضان به دستور دربار برگزار شد و مجریان آن کثیف ترین عناصر مزدور رژیم بودند . در تاریخ ۴/۶/۱۳۵۶ پس از نماز ظهر و عصر در مسجد الرضا (ع) خطاب به جمعیت کثیری که اغلب جوان و دانشجو بودند ، سخنان شدید اللّحنی علیه برنامه های ضد دینی دستگاه حکومتی ایراد نمودند . در پایان مجلس مأمور شهربانی در حالیکه بیانات ایشان را ضبط کرده بود مواجه با خشم حاضرین گردید و بالاخره با از دست دادن نوار ضبط صوت موفق به فرار شد. پس از چهلم وفات مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی با استماع سخنرانی آقای دکتر حسن روحانی که به همین مناسبت در تهران ایراد شده بود ، مشارٌ‌الیه را جهت سخنرانی در مسجد الرضا(ع) دعوت کردند،بدین ترتیب حضرت ایشان خودشان به منبر رفتند و بیانات اعتراض آمیزی ایراد نمودند . در پایان مجلس شب اول برای نخستین بار در شیراز طی سالهای اختناق عده ای از حضار که اغلب جوان و دانشجو بودند با شعار “ درود بر خمینی ” حرکت کردند . در همان شب شیشه های سینماهای کاپری و آریانا شکسته شد و در پایان مجلس شب دوم ، مشروب فروشی مرسوم به “ ملت ” را به آتش کشیدند و از سوی ساواک برای ایشان به عنوان مسبب این اقدامات پرونده سازی کردند ، با این ادعا که حرکات مزبور بوسیله شرکت کنندگان در مجلس مسجدالرضا (ع) انجام یافته و آنها تحت تأثیر سخنان ایشان اقدام به چنین اعمالی نموده‌اند . متعاقب این حوادث در تاریخ ۲۰/۹/۱۳۵۶ حضرت آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب را دستگیر و به کلانتری یک بردند و فردای آن روز به زندان عادل آباد منتقل نمودند . حدود یکماه در بند یک زندان بودند و سپس از طریق دادسرا آزاد شدند . همزمان با انتشار مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات علیه آیت‌الله خمینی و شهادت عده ای از مردم وفادار و فداکار شهر قم ، در مجلس یادبود یکی از دانشجویان در مسجد الرضا(ع) سخنان اعتراض آمیزی نسبت به حوادث جاری ایراد نمودند . در تاریخ ۲/۱۲/۱۳۵۶ توسط عمال رژیم دستگیر و به سراوان سیستان و بلوچستان تبعید شدند . آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب در طول اقامت اجباری در سراوان با وجود اقلیت بسیار محدود اهل تشیع ، در مسجد و منازل برای عموم و در مهدیه برای کودکان و نوجوانان جلسات ارشادی تشکیل دادند و به تدریج در آن جو خاموش و منطقه دورافتاده که تا مرز پاکستان فاصله کوتاهی بود به لطف خداوند توفیقاتی حاصل گردید و حتی با حضور در مساجد اهل تسنن و تماس با بعض مولوی های ایشان در زمینه تنویر افکار مشارٌ‌الیهم و مأمومین جماعت گامهایی برداشته شد . در همان ایام به طور مخفیانه و با لباس مبدل به ایرانشهر رفتند و با حضرت آیت‌الله خامنه ای که در آنجا تبعید بودند ملاقات نمودند . در تاریخ ۱۷/۵/۱۳۵۷ و در آستانه ماه مبارک رمضان از سراوان به بندر لنگه منتقل گردیدند و در همان اوایل تلگرافی از علما اعلام و روحانیت معظم شیراز مبنی بر احوالپرسی دریافت داشتند که بسیار مؤثر و مفید بود . در بندر لنگه فعالیت هایشان ادامه یافت ، بدین ترتیب که در یکی از مساجد اقامه جماعت نموده و سخنرانی می کردند. همان اوقات بعض مسئولین بیت آیت‌الله خمینی ازنوفل لوشاتو با تماس تلفنی به منزلشان اعلامیه های جدید را منتقل نمودند و متقابلاً اخبار تازه و حوادث شیراز و دیگر شهرستان های فارس را دریافت می کردند که نمونه ای از آن جریان تسخیر ساواک فیروزآباد و بعض جزئیات آن بود . یکی از شبها در جمع اساتید و پزشکان دانشگاه شیراز که بعنوان اعتراض نسبت به تهاجم مزدوران مسلح حکومت نظام به محوطه دانشگاه متحصّن شده بودند حضور یافتند و پس از ایراد سخنرانی تا پاسی از شب با ایشان بودند . صبحگاه همان شب پس از اطلاع از حادثه کشتار سعدی توسط یکی از عوامل رژیم پهلوی در بیمارستان بر سر اجساد شهدا حضور یافتند و برای بازماندگان و جمعی از اهالی سعدی و مردم انقلابی بیاناتی ایراد کردند و در ادامه جهت تشییع پیکر پاک شهداء با دیگر برادران مبارز هماهنگی نموده و اقداماتی انجام گرفت . پس از اعلام تصمیم امام امت (ره) بر مراجعه به ایران به همراه جمعی از دوستان جهت استقبال به تهران عزیمت و به همراه دیگر روحانیون مبارز از سراسر کشور در تحصن مسجد دانشگاه تهران شرکت نمودند . در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۵۷ جهت شرکت در مراسم استقبال از مسجد دانشگاه به سمت فرودگاه رفتند و پس از آن در جلسه دیدار روحانیون با رهبر کبیر و قائد عظیم الشأن امام راحل (ره) حضور یافتند و بالاخره به شیراز مراجعت کردند . در فاصله کوتاهی که به پیروزی انقلاب اسلامی یعنی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ باقی بود برنامه تظاهرات گسترده مردم را به همراه دیگر برادران و دوستان انقلابی طراحی و تنظیم نمودند 

ز نخستین توفیقاتی که حضرت ایشان در سالهای اولیه ورود به لباس روحانیت داشتند تهیه مقالات متنوع به مناسبت های مختلف بود . به عنوان نمونه از مقاله ای در پاسخ به نوشته های دکتر میمندی نژاد یاد می‌شود که در نشریه سراسری ( ندای حق ) و روزنامه محلی ( پارس ) طی چند شماره چاپ گردید . شخص مزبور در مجله ( رنگین کمان ) از شراب بعنوان دارویی معجزه آسا یاد کرده و علماء و بزرگان شیعه از جمله محقق عظیم الشأن علامه نائینی را در مورد اهانت و اتهام قرار می داد . در سال ۱۳۴۸ به پیشنهاد بعض جوانان متدین شبهای سه شنبه جلسه ای در مسجد حاج میرزا کریم واقع در یکی از محلات قدیمی شهر بنام محل بیات که نزدیکی منزل مسکونی حضرت ایشان بود تشکیل دادند . هدف ، شناسایی و جذب نیروهای جوان به سمت مسجد وبرنامه ریزی همه جانبه جهت نشر فرهنگ اسلامی در ابعاد گوناگون بود . برنامه با شرکت عده ای از جوانان و با نام “ مجمع دینی مهدی موعود ” آغاز گردید و گسترش یافت . مجمع از کمیته هایده گانه تشکیل می شد که هر کمیته سه عضو اصلی داشت و سایرین طبق تمایل خودشان به عضویت یکی از کمیته ها در می آمدند . کمیته ها به قرار زیر بودند : انتشارات ، کتابخانه ، تنظیم شعائر ، امور خیریه ، هنر ، ورزش و تفریحات سالم ، تبلیغ در روستا ، کلاسهای تقویتی ، جلسات جوانان و جلسات کودکان . بعنوان نمونه کمیته انتشارات در مدت کوتاهی نشریه “اندیشه جوان” را منتشر نمود که در آن شرایط به لحاظ تنوع مطالب و جهت گیری متناسب با نیازهای فرهنگی جوانان مورد توجه و استقبال واقع گردید . در آن اوقات کتاب ارزنده “ معاد ” از آثار آیت‌الله شهید دستغیب تجدید چاپ می شد و به دستور معظم له مقدمه ای بر آن کتاب نوشتند که مورد توجه و تقدیر آن بزرگوار قرار گرفت . در سال ۱۳۵۱ ساختمان مسجد الرضا (ع) ( واقع در خیابان ۲۰ متری ) که تحت نظر آیت‌الله شهید دستغیب بود برای اقامه جماعت آماده می شد هر چند نواقص زیادی داشت. به درخواست گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز که ساکن خوابگاه های نزدیک آنجا بودند و هنگام نماز در مسجد حضور می یافتند آیت‌الله شهید دستغیب از حضرت ایشان خواستند امامت جماعت مسجد الرضا (ع) را بعهده بگیرند . شبها بعد از نماز مقداری برای دانشجویان صحبت می کردند و تدریجاً تعدادی از اهالی هم شرکت نمودند . دانشجویان مزبور افرادی متعبد و ملتزم به رعایت اجراء دقیق احکام شرع بودند و در همین رابطه سؤالات زیادی می‌کردند و جهت تطبیق تصمیمات خود با اوامر و نواهی الهی با ایشان مشورت می نمودند . در این مقطع همانطور که در بخش مربوط به تحصیلات متذکر شدیم ، جهت تکمیل دروس خارج فقه و اصول به قم عزیمت نمودند . پس از مراجعت به شیراز بار دیگر در مسجد الرضا(ع) به اقامه جماعت پرداختند و در این مرحله دوستان جدیدی یافتند که هر کدام به سهم خود در طرح و اجرای برنامه ها مثمر ثمر بودند . بعضی از دانشجویان تهرانی که در دانشگاه شیراز مشغول تحصیل بوده و به مسجد می آمدند سبب ارتباط برادران فعال مسجد الرضا(ع) با بعض کانون های اسلامی و انقلابی تهران شدند . با اوج گیری مبارزات و وقوع حوادث مهم انقلاب اسلامی ، جریان دستگیری و زندان و تبعید ایشان پیش آمد که در بخش مربوط به فعالیت های سیاسی و سوابق مبارزاتی بدان موارد اشاراتی نمودیم